تبليغاتX
یک لیوان انار

یک لیوان انار

www.picestoon.com

عشق سوزان است بسم الله الرحمن الرحیم
هرکه خواهان است بسم الله الرحمن الرحیم

دل اگر تاریک اگر خاموش بسم الله النور
گر چراغان است بسم الله الرحمن الرحیم

نامه ای را هُد هُد آورده ست آغازش تویی
از سلیمان است بسم الله الرحمن الرحیم

سوره ی والیل من برخیز و والفجری بخوان
دل شبستان است بسم الله الرحمن الرحیم

قل هو الله احد قل عشق الله الصمد
راز پنهان است بسم الله الرحمن الرحیم

گیسویت را بازکن انا فتحنایی بگو
دل پریشان است بسم الله الرحمن الرحیم

ای لبانت محیی الاموات لبخندی بزن
مردن آسان است بسم الله الرحمن الرحیم

میزبان عشق است و وای از عشق ! غوغا می کند
هر که مهمان است بسم الله الرحمن الرحیم

 

دانه های انار :

تا آخر ماه صفر ...شاید کمی این طرف آن طرف...کسی چه میداند؟ نیستم! سفری درپیش است... دوست داشتم مثل دفعه های قبل روضه های وبلاگی یک دهه ای میگرفتم . که تیتر بزنیم: "شبها بفرمائید روضه" حالش را ببریم...خدارا چه دیدی شاید هم دلمان طاقت نیاورد و این اتفاق افتاد آخر" مومن در هیچ چهارچوبی نمیگنجد"! ما هم که ته مصداق!

راستی "خطبه ی غدیر خواندن "فراموش نشود که وجود نازنین حبیب خدا (ص)فرمود:

 بخوانیدش و بدانیدش و بفهمیدش!

یاعلی 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/09/11ساعت   توسط حکیم   | 

انارهایی که هنوز باید برسند:

کنگره بودیم...با بچه ها. گنگره ی شب آفتابی ... فکر کن یک هفته و نیم است دنبال یک مطلب خوبی میگردی و کلی هم اتفاق های خوب می افتد و خودت هم حال میکنی با اینها و مطالب همه آماده و همه چیز برنامه ریزی شده و   بعد دقیقا شبی که با مریم قرار گذاشتید حرم ..عصرش الهه سادات زنگ میزنه میگه : گفته بودی برا کنگره بلیطش جور شده اگه پایه ای ۴ بیایم دنبالت با هم...زهره اینا هم هستن...وسوسه ی بودن با بچه ها توی کنگره از یک طرف  قرار با مریم که از دیشب داری مدام آمدنش رو پی گیری میکنی از یک طرف  حال وهوای جنوب که بدجوری افتاده توی جانت و دارد حسابی ....هم از آن طرف ترش .میگی بزار هماهنگ کنم بهت زنگ میزنم.هماهنگ که میکنی با خودت میگی : ۵ شروع میشه تا ۷ از اونجا هم که حرم و دعای کمیل و دیدن مریم روستا و ...

زنگ میزنم که بریم حلّه !

میریم ...برنامه ۶شروع میشه تا ۱۰ طول میکشه به مریم پیام میدم که شرمنده!...برنامه : ...از خلقت آدمش تا حال وهوای هبوطی اش که به روزهای من شبیه است ودنبال "تلقی کلمات من ربه "است و از ماجرای غربت علی(ع) و در و دیوارو...بغض های نترکیده و ضجه های زهره که حال آدم را خرابتر میکند کربلا و جریاناتش...همه و همه ....نمیدانم چه سری توش بود وهست تا همین الان که نیمه شب است و دارم مینویسم و قرار هم نبود اینطوری بشود که دلم خواست همانجا ..همان لحظه بعد از اینکه به حال خودم کلی افسوس خورد م  خواستم تمام آنچه را نوشته بودم بریزم دور...تمام آن دویدن ها و بحث های حتی شخصی وفکری و گره های ذهنی توی کلام امام را....همه را که درآورده بودم بریزم دور...ازشان بدم آمد...بازهم همان معنی جمله ی اول فراز من آمد که : من کانت محاسنه مساوی فکیف لا تکون مساویه مساوی ..کسی که خوبیهاش هم بدیست..چه طور بدیهاش بدی نباشه؟...

بعد دیدن کربلا...

 خوب عزیز دلم آدم وقتی تو را میبیند حتی داستان تورا...حق بده که از همه چیز خودش بدش بیاید! درست مثل بعد از کربلا شدکه ...

مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش است                زآنرو سپرده اند به مستی زمام ما

 این ها که میگذارم ادامه ی مطلب همان بدم میآید هاست...چیزی تویش نیست جز " من "  باور کن! به خاطر همین هم ویراستاری اش نکردم...

برای اینکه یادم بماند ...چقدر زشتم... همان مَساوی !

وهمه ی معادلات به دست توست که یک شبه آفتابی میشوی و همه چیزرا به هم میریزی ..حالا بهتر میفهمم معنای تک تک حرفهایت را...عزیز دلم! توجای گفتگو وحال برای صاحب حال نگذاشتی (لم یترکا لِذی مقال مقالا ولا لِذی حال حالا)....کس این کرشمه نبیند که من همی نگرم...

حرم هم نرفتم مریم را هم ندیدم. کاش از دستم ناراحت نشده باشد...فکیف لا تکون مَساویه مَساوی؟

عطش شکن عزیز حادثه های دم به دم از عطشم نکرد.....کم! به خاطر مجرا بودنت برای این همه موهبت ممنون.

 یک جرعه آسمان

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/09/06ساعت   توسط حکیم   | 

www.picestoon.com 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/09/04ساعت   توسط حکیم  

نميآيد كه عمق شهيد را به شهود بنشيند

ميآيد بوي شهيد را بشنود..

غافل!

نميداند كه بوي شهيد از فرسخ ها دورتر شنيدني است...

نيازي به آمدن وديدن بويش نيست!

 ....                                           

خدا هم ديگر فهميده است

عصر سرعت را  !!

ديگر طولش نميدهد ...

راهاي صد ساله را

يك شبه ميبرد!

.

.

.

راههاي 5 ساله را

2ماهه!

....

هبوط سزای من است!

برای اینکه

باید فهمید

"علم الاسماء" به تنهایی

مانع نمی شود

وسوسه ی شیطان را...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/01ساعت   توسط حکیم   | 

پاداش مجاهد شهید در راه خدا بزرگتر از پاداش عفیف پاکدامنی نیست که قدرت بر گناه دارد اما

آلوده نمیگردد!

همانا عفیف پاکدامن فرشته ای از فرشته هاست.

.

.

.

www.picestoon.com

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/08/28ساعت   توسط حکیم   | 

ای خادم الحرمین!

ای خادم آمریکا واسرائیل(علیهما اللعنه)!

ای طائف ارکان شهوت و قدرت و ثروت وجهل ...!

مثلی لا یُباع مثلک!

لعنت به تو

لعنت!

.

+

این پی نوشت ربطی به مطلب بالا ندارد: 

شهادت آقا امام جواد علیه السلام آنقدر جانسوز هست که قدرت نوشتن یک پست را بگیرد.

یعنی من نمی توانم.ببخشید..

التماس دعا.

...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/26ساعت   توسط حکیم   |